نفسم آوینانفسم آوینا، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 5 روز سن داره
درخت سبز زندگیموندرخت سبز زندگیمون، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره
عشقم باراناعشقم بارانا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره

آوینا و بارانا شکوفه های زندگی مامان و بابا

دخترم بخند و شاد باش

1393/4/2 0:55
2,619 بازدید
اشتراک گذاری

انگار حتماً باید آسمان به زمین بیاید، باید اتفاق خاصی بیفتد. مثلاً معجزه ای رخ دهد که از زندگی لذت ببریم. 

گاهی آنقدر در روزمرگی غرق می شویم که فراموش مان میشود ساده ترین داشته های ما شاید آرزوی فرد دیگری باشد. 

 

ما از امر و نهی پدر کلافه باشیم و دیگری در آرزوی شنیدن صدای پدرش. 

 

ما از باب میل نبودن غذا به جان مادرمان غر بزنیم و دیگری در حسرت صدا کردن نامش و شنیدن جواب. 

 

صدای زنگ تلفن از خواب بعد از ظهر بیدار مان کند و ما از بد خواب شدن بنالیم و دیگری تشنه ی شنیدن صدای آشنا از پشت گوشی تلفن است.

 

همیشه شاکی هستیم انگار... 

 

از گرما می نالیم. از سرما فرار می کنیم. 

در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم. 

تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی مان را گردن غروب جمعه می اندازیم. 

 

شاید بهتر باشد گاهی فکر کنیم تمام زندگی مان معجزه است. همین که می خوابیم، بیدار می شویم، نفس می کشیم. همین که خورشید طلوع می کند، مهتاب می تابد، باران بی منت می بارد و هنوز می شود کسی را دوست داشت. 

 

تمام این ها بهانه ی ساده ای است برای یک لبخند...

دختر نازم ازت میخوام که  به گذشته و خاطراتت فکر کنی و برای اینده برنامه ریزی داشته باشی ، اما در گذشته و اینده

 

زندگی نکن.از لحظه لحظه زندگیت لذت ببر و زمان رو در حسرت گذشته و به امید اینده از دست نده. بخند تا دنیا به روت بخنده عشق مامان.

 

پسندها (3)

نظرات (3)

عاطفه
2 تیر 93 17:50
عزیزم واقعا زیبا بود
عاطی مامان آوینا و بارانا
پاسخ
فدات بشم دوست خوبم.
مامان مهربان
3 تیر 93 1:04
سلام لطفا رمز بهمون سر بزن
رومینا
5 تیر 93 18:21
چند ثاینه فقط داشتم به نوشته ها فکر میکردم . ممنون از مطلب زیبااااااااااااااااااااا خیلی عالی بود
عاطی مامان آوینا و بارانا
پاسخ
خوشحالم که مطلبم رو خوندی و بهش فکر کردی عزیز دلم.می بوسمت رومینا جون